به گزارش مشرق، امید مافی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
آن شب میدان انقلاب، تنها یک میدان نبود؛ تپشگاهی بود پرطنین که نبض ملت در آن میزد. مردمی که آمده بودند تا تتمه غرور جمعی خود را بدرقه کنند و محبوب سهرنگ را در باد برقصانند. فوتبال در قامت تحفهای بیبدیل دوباره مرزها را درنوردیده بود تا جماعتی همقسم زیر یک درفش خونین بایستند و ترانه خراباتی مودت را زمزمه کنند. همان درفشی که قرار است در دوردستِ آرزو به اهتزاز درآید و به صورتهای بی لبخند شلیک شود.
اینک سربازان وطن در آستانه سفری پرماجرا قرار گرفتهاند. سفر به آنسوی بُسفر برای تبلور در واپسین ایستگاه آمادهسازی. حقیقت محض اما این است که اردوهایی از این دست، همیشه چیزی فراتر از تمرین و تاکتیک بودهاند. این روزها اتراقگاه تیم ملی به کارزاری پنهان و آکنده از اضطراب بدل شده. روزهایی که هر تصادم ساده در حین ممارست میتواند قلبها را نگران کند و هر خبر مصدومیت، همچون ابری تیره بر آسمان سایه بیندازد. بیلاف و گزاف کادر فنی تیم ملی و در رأس آن فرزند نازیآباد با تصمیمات صعبناک مواجهاند.
انتخابهایی که شاید در ظاهر منتج به جابهجایی نام چند تفنگدار شود، اما در باطن میتواند سرنوشت یک لشکر را تغییر دهد. مربیانی که سالها زیر تازیانه و فشار، آوردگاههای بزرگ را لمس کردهاند، بهتر از هر کسی میدانند چگونه باید تیم را از میان آذرخش عبور داد و تندباد تردیدها را به آرامشی خیالانگیز سنجاق کرد. صدالبته توپچیها نیز به ضرس قاطع باور دارند که جام جهانی فقط میدان رقابت نیست، بلکه جشنوارهای است که شخصیت کاراکترها و ارتشها بیش و پیش آشکار میشود. در این میان تیمهایی موفقترند که بتوانند در هیاهوی کَرکننده یک جام و در میان مطالبات هواداران و فشار اتمسفر حاکم بر مسابقات، تمرکز خود را به بهترین شکل حفظ کنند. با این همه، آنچه بیش از هر چیز به تیم ملی صلابت میبخشد، همان تصویری است که در شب بهاری میدان انقلاب شکل گرفت: تصویری ناب از اتحاد و انسجام. گلادیاتورهای وطن آن شب وقتی سوار بر اتوبوس سهرنگ، از میان انبوه مردم گذشتند، بیش از هر زمان دیگر احساس کردند که تنها نیستند. پشت هر گام آنها، دعای مادری نشسته بود و پشت هر گل احتمالی، تبسم میلیونها آدم سادهدل که میخواهند در روزگار مهآلود زندگی، بهانهای هرچند کوچک برای شادی مشترک داشته باشند.
یقین داریم جام جهانی صحنه روایت ملتهاست و مردان ما نیز این بار با قصهای از همنوایی و ایستادگی راهی ینگه دنیا میشوند. شاید مسیر پیش رو دشوار جلوه کند، شاید حریفان تا بن دندان مسلح شده باشند و شاید تشویش و اضطراب انتظار ملت را بکشد، اما فوتبال بارها نشان داده که ایمان، تعصب و اتحاد، معادلات را تغییر میدهد و از ناممکنها در سراشیب لحظهها ممکن میسازد. اینک زمان آن رسیده که تیم ملی، آخرین گامهای خود را با تمرکز بردارد. در این بین اردوهای فشرده، تمرینات نفسگیر و جلسات فنی مقدمه لحظهای هستند که سوت آغاز دوئل با نیوزیلند در لسآنجلس به صدا درآید و نگاه میلیونها شیدای میهن به مخمل سبز دوخته شود. در آن لحظه، دیگر یک نبرد ساده نضج نخواهد گرفت و قلب یک ملت دمادم و همزمان خواهد تپید... و چه تأمل برانگیز است که در میان دلشورهها هنوز امید زنده است؛ امید به روزهایی در همین نزدیکی که قرار است نام ایران با احترام شنیده شود تا مردمان یک سرزمین بهانهای برای لختی خوشباشی پیدا کنند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۷:۱۸ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۷